| گزارشی درباره افزایش دستمزد کارشناسان زمین شناس |
|
|
|
|
There are no translations available. عصر خوب زمین شناس بودن ! شرح کامل ماجرای دستمزدهای بی سابقه شرکتهای نفتی و معدنی به کارشناسان زمین شناس نرخ رشد قیمت محصولاتی که واسطه استخدام زمین شناسان در شرکتهای اکتشافی است ،اکنون در بالاترین سطح خود قرار گرفته است.قیمت نفت به 100دلار در هر بشکه رسیده است و هر اونس طلا 1000 دلار بها دارد.بعلاوه قیمت سایر سوختهای مهم و فلزات نیز همچون گذشته در سطح بالایی قرار گرفته است و در واقع اکنون فرصت خوبی برای زمین شناسان مهیا شده است تا در این عرصه ها به فعالیت بپردازند. در این عرصه ها حقوقهای خوب و جالب توجهی برای زمین شناسان در نظر گرفته شده است. زمین شناسان چه درآمدی دارند؟حقوقها در زمینه زمین شناسی بسیار متنوع است.در زمانی که قیمت سوخت و فلزات افزایش دارند،شرکتهای نفتی و مواد معدنی به سرعت با استخدام کارشناسان زمین شناس مجرب موجبات درآمدزایی بالا را فراهم می کنند. برای رسیدن به این منظور این شرکتها پیشنهاد حقوقهای بی سابقه ای به زمین شناسان می دهند. نمودار زیر میانگین حقوق شروع به کار زمین شناسان نفت را برای کارشناسان از صفر تا دو سال تجربه نشان می دهد.این نمودار به خوبی نشان می دهد که شرکتهای نفتی درآینده نزدیک حقوقهای بسیار دلپذیری به زمین شناسان جوان خواهند داد.این روند برای چندین سال ادامه دارد.این کارشناسان جوان به طور میانگین 83000دلار به دست خواهند آورد.
مشابه حقوقها در بخش مواد معدنی نیز به کارشناسان جوان پرداخت می شود. کارشناسان تازه استخدام شده این حقوقها را با ترکیبی از مدارک تحصیلی لیسانس،فوق لیسانس و دکترا دریافت می کنند.تعداد زیادی از کارشناسان زمین شناس در بخشهای دولتی مشغول به کارند.این بخشها تمایل به پرداخت حقوقهایی با 10 تا 40درصد کاهش نسبت به بخش خصوصی دارند چراکه داد و ستدهای بخش خصوصی را ندارند.به هرحال استخدام در این بخشها معمولا نسبت به بهای کالای تولیدی ثبات بیشتری دارد.در بخش صنعت منابع معدنی ، افت بارز قیمت محصولات تولیدی می تواند موجب کم کاری کارشناسان زبده این بخش در سطح جهان شود. آیا مردم برای زمین شناس شدن و کسب درآمدهای بالا هجوم می آورند؟برای بدست آوردن یک شغل زمین شناسی ، یک فرد باید حداقل لیسانس زمین شناسی داشته باشد و دارندگان مدرک فوق لیسانس رقابت تنگاتنگی برای کسب درآمدهای بیشتر دارند.اما در ثبت نام و انتخاب رشته دانشگاه شواهدی از هجوم دیپلمه ها برای رشته زمین شناسی دیده نشده است.در ده سال گذشته تعداد افراد حاضر در دوره های لیسانس وفوق لیسانس زمین شناسی نزدیک به ثابت بوده است.جریان حرکتی فارغ التحصیلان جدید هنوز در مسیری نیست که نیازی به زمین شناسان جدید دیده شود. آیا پرداخت حقوقهای زیاد به زمین شناسان ادامه خواهد داشت؟پیش بینی آینده بسیار سخت است.نیاز به زمین شناسان نفت و منابع معدنی به خاطر قیمت محصولات آنها ادامه خواد داشت.منطق پیشنهاد می کند که یافتن این منابع محدود سخت تر شده و با افزایش جمعیت ،بهای نفت و مواد معدنی افزایش خواهد یافت. به هرحال در خلال سالهای 1986 تا 1993 به دلیل کاهش قیمت نفت ،در صنعت نفت با کاهش رونق اشتغال مواجه بودیم.شغلهای زمین شناسان اقتصادی بوسیله مقررات و پرداختهای دولتی هدایت می شوند. قوه مقننه با هدایت قیمت محصولات ،استخدام زمین شناسان اقتصادی را کنترل می کند.استخدام در این بخشها طی چند دهه گذشته به طور ثابت افزایش داشته است. آیا باید به دنبال مدرک تحصیلی زمین شناسی باشیم؟پیشنهاد استاندارد در انتخاب شغل که می گوید شما به جای اینکه دنبال پول زیاد باشید، عاشق کارتان باشید ،در اینجا خیلی به درد می خورد.شرایط اقتصادی با زمان تغییر می کند و نیاز کاری به زمین شناسان چرخشی خواهد بود.ما باید انتظار زمانی را داشته باشیم که شغلها بسیار سخت به دست می آیند.بنابراین،اگر شما به دنبال پول در پی زمین شناسی آمده اید،در آینده ناامید خواهید شد.به هر حال اگر شما به خاطر علاقه به این رشته آمده اید،شما همیشه شانس کسب شغل دلخواه را دارید. منبع : http://geology.com/news/2008/geologist-salaries-at-all-time-highs.shtml
|
| و خدایی که در این نزدیکی است... |
There are no translations available. هوا خیلی گرم بود. اواسط تابستان در ارتفاعات البرز مرکزی این دما کمتر سابقه داشت. نزدیک خط الراس بودم و با حساب و کتابی که کرده بودم تا نیم ساعت دیگه به بالاترین ارتفاع منطقه می رسیدم. می خواستم از اون بالا تمام منطقه مورد مطالعه ام رو یکجا زیر نظر بگیرم و از شرایط تکتونیکی اونجا سر در بیارم. تا همین جا که حدود 100 متر بیشتر تا بالا نمونده بود حسابی خسته شده بودم و از اونجایی که هیچ همراهی رو با خودم نیاورده بودم احساس تنهایی می کردم و راه به نظرم طولانی تر می اومد. با اینکه آمادگی کوهنوردی رو داشتم و کوله ام رو سبک برداشته بودم و سعی کرده بودم از روی نقشه توپوگرافی یک راه کم شیب و مالرو رو برای بالا رفتن انتخاب کنم ولی راه طولانی تر از آنچه محاسبه کرده بودم به نظر می رسید. تا همینجا هم از سازندهای کرج، سلطانیه، لالون و زاگون و میلا عبور کرده بودم و داشتم از روته بالا می رفتم. آهک های صخره ساز و واریزه های روی دامنه پیمایش رو مشکل کرده بود. حالا دیگه فاصله ای تا بالا نمونده بود زیر یک درختچه نشستم تا کمی نفس تازه کنم، آبی بنوشم و به نقشه و عکس ها نگاهی بیاندازم. توی کوله ام یه جعبه خرما داشتم، چند تایی از اون خوردم تا کمی انرژی بگیرم، نگاهی به عکس ها انداختم و نقشه ها رو بررسی کردم و مطالب مفید مورد نظرم رو یادداشت کردم. یه نگاهی به موبایلم انداختم اصلا آنتن نمی داد. ناگهان به این فکر افتادم که اگه تنها در این ارتفاع که هیچ موجودی دیده نمی شه اتفاقی برام بیافته چطوری باید کمک بخوام، اصلا کی می دونه من اینجام و کی می دونه کجا باید دنبال من بگرده؟ کم کم ترس برم داشت، بلند شدم و وسایل رو جمع کردم و به راه افتادم. با خودم می گفتم توکل به خدا به بالای ارتفاع که برسم دیگه تمومه و پایین رفتن خیلی سریعتر و راحت تره. اون مسیری که طی کردنش را نیم ساعته در نظر گرفته بودم، یک ساعت و نیم طول کشید. چند قدم آخر خودم رو کشون کشون به بالای خط الراس رسوندم. باد ملایمی در جریان بود و سکوت محض حکم فرما. فقط صدای باد بود که اون سکوت رو به هم می زد. به مسیری که طی کرده بودم نگاهی انداختم از این بالا به نظر خیلی طولانی و سخت می اومد. نگاهی به ساعتم کردم ساعت یک عصر بود و من از 7 تا به حال یکسره راه اومده بودم. پیش خودم گفتم اول یه نگاهی به مسیر پایین رفتن بندازم تا خیالم راحت بشه، چند قدمی به سمت دیگه خط الراس رفتم تا به دره ای که مسیر پایین رفتن بود اشراف داشته باشم. چیزی که می دیدم باورکردنی نبود و خستگی و نا امیدی رو توی تنم صد چندان کرد، پاهام سست شد و همونجا روی یه تخته سنگ نشستم. اصلا راه پایین رفتنی نبود. صخره های بلند، دامنه های پرشیب و واریزه های فراوان و روان که با هر نسیمی به پایین می غلتیدند تمام مسیر رو پوشانده بودند. با خودم گفتم عجب گرفتاری شدم و همینطور افکار منفی داشت به من غلبه می کرد. به ناگاه چیزی از درون بهم نهیب زد که خودت رو نباز و کمی فکر کن. بلند شدم و رفتم روی خط الراس که کمی هموارتر بود دراز کشیدم و یه نیم ساعتی سعی کردم به چیزی فکر نکنم جز صدای گوش نواز باد و خنکایی که حاصل از اون بود. بلند شدم و ناهار مختصری که نون و خرما بود خوردم و آبی که خنک و گوارا بود بهم آرامش و انرژی داد. حالا کمی خستگی ام در رفته بود و می تونستم خوب فکر کنم. وسایلم رو جمع کردم و بسم الله گفتم و از خدا خواستم که کمکم کنه تا سالم به پایین برسم. اونجا فقط و فقط من بودم و خدا. اینجور مواقع هست که آدم احساس می کنه که چقدر خدا بهش نزدیکه و هواشو داره و این چقدر به آدم آرامش و اطمینان روحی می ده. مسیر های پایین رفتن رو با چشمم دنبال کردم و به بررسی اونها پرداختم. کمی روی خط الراس به طرفین رفتم تا این که مسیری رو که به نظرم مناسب تر از بقیه بود انتخاب کردم و با آرامش و احتیاط به سمت پایین حرکت کردم. کوچک ترین اشتباه می تونست آسیب جدی و باز موندن از حرکت رو به همراه داشته باشه. کم کم از دره پایین می اومدم و تخته سنگ های بزرگ و واریزه ها رو مرحله به مرحله پشت سر می گذاشتم. گاهی می نشستم و کمی استراحت می کردم و گاهی ایستاده آبی می خوردم. عبور از این دره بسیار طاقت فرسا و خسته کننده شده بود و پاهایم دیگه قدرت لازم برای ادامه مسیر رو نداشتندو و دیگه مال من نبودند و بی اختیار حرکت می کردند. تا اینکه با همه مشکلات به سلامت به پایین دره و کنار جاده اصلی رسیدم و فهمیدم که دره را اشتباه پایین آمده ام و باید از دره کناری آن که شمالی تر بود پایین می آمدم. دیگه دیر شده بود، ساعت 6 عصر بود و باید به سمت تهران حرکت می کردم. درس های خوبی از این پیمایش طاقت فرسا گرفته بودم. اول اینکه هیچگاه تنها به کوهپیمایی و ارتفاعات نروم و کسی را به همراه داشته باشم. دوم اینکه همیشه به همراه خود چراغ قوه و سوت حتی در سفر های یک روزه به همراه داشته باشم. سوم اینکه آنچه در عکس های هوایی و نقشه های توپوگرافی می بینم تصویر صحیح و کاملی از شرایط محل به من نمی دهد. چهارم اینکه در شرایط حساس اعتماد به نفس خود را از دست ندهم. و در نهایت مهم ترین درس توکل به خدا و کمک خواستن از او در گرفتاری ها بود. چراکه مرگ و زندگی، هدایت و گمراهی، سلامت و ضمانت آن به دست اوست! زمین شناس کوچک – عضو سایت |
تمامی حقوق برای PANAGEO is a Geology Consulting Group in IRAN محفوظ است. طراحی: گروه مشاوران علوم زمين پانا